تبلیغات
دختریـــ با روِیآی بنفشـــ - هرگز ناامیــــد نشوید




















دختریـــ با روِیآی بنفشـــ

هرموضوعی خواستی بیاتو !!!چون این وبلاگ متفاوت ترین مطالب رو داره!!!

روزی آنچنان نااُمید شده بودم که تصمیم گرفتم از همه چیز دل بکنم.....ازشغلم،از همسرم،ازفرزندم،ازخانواده ام وحتی زندگی ام.پس به جنگل زدم تا برای آخرین بار،مکالمه ای با خالق هستی داشته باشم.دروسط جنگل،سرم را به سوی آسمان بلند کردم وفریاد زدم:"پروردگارا!آیامیتوانی به من انگیزه ای برای ادامۀ زندگی دهی صدایی در گوشم آمد که میگفت:خوب به اطرافت نگاه کن.آیا آن در خت سرخس وآن خیزران را میبینی؟"

نگاهی به اطرافم کردم وگفتم :"بله".

-از هنگامی که بذرسرخس وخیزران را در زمین کاشتم،حسا بی مراقب آنان بودم .به آنها نور دادم.به آنها آب دادم . سرخس خیلی زوداز دل زمین بیرون آمد ورشدنمود.طولی نکشید که برگ های سبز آن سبز شد ولی درخت خیزران هیچ ثمره ای بیرون نداد چون من به او توجه ای نمیک ردم دومین سال درخت سرخس به یک درخت تنومند تبدیل شد ولی درخت خیزران هیچ جوانه ای نزد ولی باز هم من به توجه ای نکردم سال سوم درخت سرخس دیگر شکوفه زده بودند ولی باز هم درخت خیزران هیچ ثمره ای نداد سال چهارم وپنجم هم به این موال گذشت . تا اینکه در خت خیزران از دل زمین جوانه زد و در عرض یکسال به یک در خت تنومند تبدیل شد وحتی بزرگتر از در خت سرخس هم شد . فرزندم ،خداوند هرگز به بندگانش  را با چالشی مواجه نمیکند که نتوانند از پس آن بر آیند آیا میدانی تمام این مدّت سخت در تلاش وتقلابودی،درواقع ریشه هایت قوی میشدند ورشد میکردند؟

همانطور که هرگز از رشد خیزران قطع امید نکردم ،از توهم نا امید نشدم حال زمان توهم رسیده است که رشد کنی .متعجب پرسیدم:"چقدر بایدرشد کنم"

-خیزران تا چقدر رشد میکند ؟

جواب دادم:" تا جایی که امکانش باشد "

"بله پس توهم تاجایی که امکان دارد رشد خواهی کرد "

من آن روز با انگیزه وعقیده ای قوی وارد شهر شدم ومدت ها به آن ندا فکر میکردم که خدا چقدر بندگانش را دوست دارد وهرگز آنها را فراموش نمیکند



♥ 1391/09/7 ساعت 01:31 ب.ظ توسط dokhi Banafsh : نظرات()




Design: Bia2skin.ir