تبلیغات
دختریـــ با روِیآی بنفشـــ - داستان پدر وپسر




















دختریـــ با روِیآی بنفشـــ

هرموضوعی خواستی بیاتو !!!چون این وبلاگ متفاوت ترین مطالب رو داره!!!

امروز یه داستان جالب براتون گذاشتم امیدوارم که خوشتون بیاد در ضمن نظر فراموش نشه!
یه روز یه پدر و پسر کنار هم نشسته بودند و باهم صحبت می کردند که یک دفعه پدر دست دور
 پسرش کرد و بهش گفت:
- پسرم من شیرم یا تو شیری؟
- من شیرم
پدر باردیگر با کمی عصبانیت پرسید من شیرم یا تو شیری؟
-من شیرم
پدر بار دیگر پرسید من شیرم یاتو شیری؟ ودست هایش را از گردن پسرش را برداشت؟
-توشیری!!
پدر با تعجب پرسید چرا بار اول ودوم گفتی خودت شیری  اما بار سوم گفتی من شیرم!!
پسر گفت:چون بار اول ودوم دستت دور گردنم بود ومی دونستم عین یه کوه پشتمی اما بار سوم.......



♥ 1391/11/26 ساعت 03:22 ب.ظ توسط dokhi Banafsh : نظرات()




Design: Bia2skin.ir