تبلیغات
دختریـــ با روِیآی بنفشـــ - داستان بیمارستان روانی




















دختریـــ با روِیآی بنفشـــ

هرموضوعی خواستی بیاتو !!!چون این وبلاگ متفاوت ترین مطالب رو داره!!!

سلــــامی خنک و بهاری خدمت بینندگان عزیز که همیشه به وبلاگ من سر میزننداما من خیل کم به وبلاگ آنها سرمیزنم الان براتون یه داستان کوتاهی گذاشتم که واقعا در من تاثیر گذار بود.حتما حتما بخونینش نظرم بزارین.

خبرنگاری میگوید:به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی،از روان پزشک پرسیدم:شما چطور میفهمید یک بیمارروانی است یاخیر؟

روان پزشک گفت:ما وان حمام را پر از آب میکینم ویک قاشق چای خوری و یک سطل بزرگ میگذاریم و از اومیخواهیم که وان را خالی کن.

من گفتم:آهان!فهمیدم آدم عادی حتما سطل را برمی دارد و وان را خالی کندو یک بیمار روانی قاشق چایخوری را برمی دارد و وان را خالی میکند؟!!!

روان پزشک گفت :خیر!!آدم عادی در پوش زیرآب وان را برمیدارد......شما میخواهید تخت تان کنار پنجره باشد؟!!

نظر فراموش نشه!!



♥ 1392/01/9 ساعت 02:06 ب.ظ توسط dokhi Banafsh : نظرات()




Design: Bia2skin.ir